اس ام اس مهرماه 95

یکی از فانتزیام اینه که به عنوان یه محقق دعوت بشم تو یه جلسه  از اینا که جلوت میکروفون هس  میکروفون و روشن کنم برای حضار دشتی بخونم
خخخخخخخ

*

اس ام اس 95

اس ام اس های فانتزی جدید

*

گفتم غم تو دارم
گفتا غمت سرآید
گفتم که ماه من شو
گفتا اگر برآید
گفتم فکو فامیله داریم؟
در این لحظه دیگه چیزی نگفت و پشت به من به سمت افق رفتو محو شد
این یکی از فانتزیای ادبی بنده بود

*

اس ام اس های فانتزی جدید

*

یکی از فانتزیام اینه که در تولید فیلم و سریال قشنگ توانا شیم بعد خود کفا
نه خود کفا بعد توانا
فک کن قشنگ
مثلا بتونیم فرار از زندان ۲ رو بدیم بسازن
دیگه نیازی به سانسور و زیر نویس نباشه
والا به خدا

منبع:

یکی از فانتزیهام جدید

فانتزی

یکی از فانتزیام اینه که سر میز شام وختی که همه دارن غذا میخورن من هی با غذام بازی کنم بعد بابام خعلی باکلاس بهم بگه آ قربونش برم چرا غذاتو نمیخوری ؟ بعد من با یه لبخند ملیح بگم مرسی پدر میل ندارم  ولی لامصب یا همیشه مث گاو میخورم یا بابام یه خورده سنگین برخورد میکنه و کلمات رکیک استفاده میکنه که چون اینجا خونواده نشسته از گفتنش معذورم

 

*

اس ام اس های فانتزی جدید ۹۳

*
یکی از فانتزیام اینه که پرایدمو بفروشم با پولش یکی از برجای دوقلوی قشمو پیش خرید کنم

 

*

اس ام اس های فانتزی جدید ۹۳

*

 

 

 

یکی از فانتزیام اینه ک
برای بازی در نقش اصلی فیلم تایتانیک ۲ از من دعوت بشه من قبول نکنم
بازم ازم خواهش کنن و در حالی که گوشه لبم سیگاری روشنه بگم من درس دارم نمیتونم

 

*

اس ام اس های فانتزی جدید ۹۳

*
یکی از فانتزی های عمیقم اینه که:
تغیر چهره بدم پاشم برم سربازی
بعد از اینکه ۲ سال تموم شد برم پیش مسئول پادگانو واسش جریانو بگم
طرف اشک تو چشماش جم شه بگه:
تو دختری؟ تو تو از صدتا مردم مردتری
من یه پوزخند تلخ بزنم و جواب بدم:
بازی روزگاره
بعد در حالی که ساکمو دنبال خودم رو زمین می کشم تو افق محو بشم

 

*

اس ام اس های فانتزی جدید ۹۳

*
یکی از فانتزیام اینه که بتونم تو افق محو بشم اما هم کاری میکنم error میدهوالا
دوستان میتونید راهنمایی کنید یا آموش ویژه بذارید بخدا منم دل دارم

 

*

اس ام اس های فانتزی جدید ۹۳

*
یکی از فانتزیام این که؟؟
وقتی همه دارن تو بیمارستان شلوغ میکنم
بگم : هییییییییییسسسسسسسسسسسسسسسس
اقایون  خانوما اینجا بیمارستان یکم یواش تر
وگرنه حراست و خبر میکنم
بعد همه لال مونی بگیرن منم ذوق مرگ شم

 

*

اس ام اس های فانتزی جدید ۹۳

*
اغا یکی از فانتزیای دیگم اینه که برم مرکز بورس جهان و گوشیم جی ال ایکس باشه و سریع از جیبم در بیارم و زنگ بزنم بورسا رو بخرم در حالی که همه ایفون ۶ توجیبشون گیر کرده و هی دارن زور بزنن که درارن ولی نتونن منم با خیال راحت مکالمه کنم و بورسارو بخرم و بعد از خرید با یه لبخند ژکوند از اونجا به سمت افق حرکت کنم وبا یه حرکت توی سوراخ لایه ازن گیرکنم
اغا اینم یجوره دیگه
*

اس ام اس های فانتزی جدید ۹۳

*

 

اغا یکی از فانتزیام اینه برم خارج و پولدار بشم برگردم  ترجیحا کانادا
بعد همه بهم زووم کنن که باید زن بگیری و منم که ادم خاکی هستم برم خاستگاری و پدر عروس بگه خونه داری بگم اره دوباره بپرسه ماشین داری بگم نه و یهو داد بزنه بگه برو بیرون از خونمون ما به ادم بی ماشین زن نمیدیم و دختره گریه کنه بخاطرم
منم فرداش برم یه پراید صفر کیلومتر از نمایشگاه بخرم در حالی که دارم ماشین رو پارک میکنم  نگران نباشید پارک دوبل بلدم  پدر دختره و خود دختره منو ببینن و از ناراحتی میوه هایی که خریردن پخش زمین بشه منم اصلا به اونا توجه نکنم و برم سمت افق و توی سوراخ لایه ازن گیرکنم و داغ چنین دومادی تا اخر همراهشون باشه
بلع چنین مغز متفکری ام من

 

*

اس ام اس های فانتزی جدید ۹۳

*
یکی از فانتزیام اینه که یه تغییر ژنتیکی توسیب ایجاد کنم که موقع خوردن لای دندون گیر نکنه

 

*

اس ام اس های فانتزی جدید ۹۳

*
فکر کنم یکی از فانتزیای مامانم اینه صبح که در اتاقمو باز می کنه ببینه دیشب که داشتم درس می خووندم رو کتابم خوابم برده
به نظر من که توقع زیادیه

 

منبع:

http://fantasyfans.ir

فانتزی جدید مهرماه 95

یکی از فانتزیام اینه که رضاپیشرو واسه آلبوم بعدیش این دختره سوگندو بیخیال شه و بیاد از خودم دعوت به همکاری بکنه

*

اس ام اس فانتزی من اینه جدید 95

*

یکی از فانتزیام اینه مامور شهرداری بشم و یه کیف پر از پول پیدا کنم برم تو افق همشو خرج کنم  همش که نباید فانتزی آموزنده باشه

*

اس ام اس فانتزی من اینه جدید 95

*

یکی از فانتزی هام اینه که وقتی یکی یه خوراکی بهم تعارف میکنه خیلی ریلکس بهش بگم مرسی نمیخورم لامصب خیلی باکلاسه این حرف ولی نمیدونم چرا همیشه مثل گرگ حمله میکنم به خوراکیه یا مثل گربه شرک اینقد خودمو مظلوم میگیرم که طرف دلش واسم میسوزه و از خوراکیش بهم بده

*

فانتزی جدید مهرماه 95

 

اس ام اس فانتزی من اینه جدید 95

*

یکی از فانتزیایی غیرمعکوسم اینه که برم توی یه مسابقات ورزشی شرکت کنم بعدش تو مسابقات اول بشم ها چیه مگه من چمه؟یعنی من نمیتونم اول بشم بعد از اون خبرنگارا بدو بدو بیان پیش من ازم بپرسن به نظرتون سطح مسابقات چطور بود؟منم با یه نگاه معنی دار و یه لبخند ملیح بگم سطح مسابقات افتضاح بودبعدش برم تو افق ولی محو نشم همینجوری تا تهش برم ببینم چه خبره اونجا

*

اس ام اس فانتزی من اینه جدید 95

*

یکی از فانتزیام اینه که برم به یه پاستیل فروشی دستبورد بزنم حسی که تو سرقت از پاستیل فروشی ه تو سرقت از بانک نی  بعد درحالی که روی اسبم نشستم و دارم به سمت افق محو میشم پاستیل بخورم
مردم هم فانتضی میزنن منم فانتذی میزنم

*

اس ام اس فانتزی من اینه جدید 95

*

یکی از فانتزیای معکوسم اینه که دارم تو خیابون قدم میزنم که یهو زیر پام خالی بشه بیوفتم تو یه تونل  بعد تا اخر اون تونل رو برم وبرسم به یه گنج بعد همون لحظه بی هوش بشم به هوش که اومدم ببینم یه دختر زیبا که نمیشناسمش زنگ ساعت گوشیم رو درست یه دقیقه قبل زنگ زدن خاموش کنه و بگه :  صبح بخیر عزیزم

*

اس ام اس فانتزی من اینه جدید 95

*

یکی از فانتزیام اینه که مثلا دارم تو خیابون قدم میزنم و دست تو موهام میکشم و تو باد پریشونشون میکنم بعد یهو یه دخدری از این سیبیل در رفته ها بم بگه جووووووون جیگرتو
بعد من سریع برگردم طرفش و با گردنم یه موج مکزیکی برم و یه نگاه عاقل اندر سفیه بهش بندازم و بگم کککککصصصصاااااففففطططط من زن دارم
دوباره برگردم به سمت افق و یه قری بدم و به حرکتم ادامه بدم
کلا دارم از دست میرم من

*

اس ام اس فانتزی من اینه جدید 95

*

یکی از فانتزی هام اینه که یه ماشین   لیفان   بخرم و توی اتوبان خراب بشه  بعدش مردم بیام منو مذمت کنن که چرا میری ماشین چینی میخری؟ پراید به این خوبی؟ منم نادم از این اقدامم سرمو بندازم پایین و بگم : میدونم من یه خیانتکارم  همین الآن اوراقش میکنم و میرم یه پراید میخرم
بعدش مردم ماشینمو هل بدن من بذارم دنده ۲ و نیم کلاج کنم و اونا واسم بای بای کنن و منم برم سمت نمایندگی سایپا محو بشم

*

اس ام اس فانتزی من اینه جدید 95

*

یکی از فانتزیام اینه که چیزهایی که میفرستم رو تو کتاب های الکترونیکی فور جوک ببینم
یعنی شاد میشم در حد قحطی زده های سومالی وقتی غذا میخورن

*

اس ام اس فانتزی من اینه جدید 95

*

یکی از فانتزی  آرزو  هرچی هام اینه که درس بخونم با مخاطب آینده یه دانشگاه پزشکی قبول شیم [ فهمیدین که هم من هم مخاطب آینده درس خونیم  بعد یه رمان از زندگی و داستان عاشقانه ی خودمون بنویسیم بعد اسم کتابه این باشه : سری جدید فرهاد و شرین از دیار  عاشق پرور کرمانشاه
یعنی میشه

*

اس ام اس فانتزی من اینه جدید 95

*

یکی از فانتزیام اینه که مثلا آزماش خون دادم بعدش مثله فیلما آزمایشم جابه جا شه و زنگ بزنن بگن :
متاسفم شماHIV + دارین منم غش کنم
البته اگه شانس منه زنگ میزنن میگن   تبریک میگم شما باردارین

منبع:

فانتزی جدید95

 

یکی از فانتزیام اینه برنامه کودک بفرستم رو آنتن بجا دائی و خاله ,عمه و عمو بیارم :دی

.

.

.

.

فانتزی

.

یکی از فانتزیام اینه که تو یه مسابقاتی با ناداوری حذف بشم بعدش هرچی فن و تکنیکه رو داور مسابقه اجرا کنم بعدش بشینم وسط زمین مسابقه اجازه مسابقه های بعدی رو ندم ای حال میده

.

.

.

اس ام اس باحال فانتزی

.

.

.

.

یکی از فانتزیام اینه دارم از یه جا خلوت رد میشم بعد یه دفعه ببینم یه دخترو دارن اذیت میکنن. برم نجاتش بدم همه رو له له کنم وقتی بلند میشم تو چشمام نگاه کنه بگه:اسمت چیه؟ منم یه نخ سیگار از تو جیبم در بیارم.بعدش محکم بزنم تو صورتش وقتی برگشت ببینه من نیستم دستاشو ببره بالا بلند داد بزنه:خدا

 

..

sms فانتزی جدید

.

.

.

 یکی از فانتزیام اینه وختی دارم با یکی چیپس یا پفک میخورم آخریش به من برسه لامصب هر چقدرم تا الان برنامه ریزی کردم نمیشه که نمیشه

.

.

.

.

.

 یکی از فانتزیام اینه بانکا رو هک کنم بعد پولشونو بریزم به حسابم هیچکی هم نفهمه بعدش با پولش کلی حال کنم

 .

 .

 .

 .

اس فانتزی جدید

.

 .

.

.

 یکی از فانتزیامم اینه که: تو مطب دکتر بهش بگم لطفا حقیقت رو بهم بگین  بعد بلند شم و از پنجره مطبش به افق خیره بشم

 و بگم: فقط بهم بگین چند روز دیگه زنده میمونم؟؟

 .

 .

.

.

طنز یکی از فانتزیام اینه که

.

.

.

.

 یکی از فانتزی هام اینه

بدون توجه به اطراف و با چشمای بسته

از عرض یه خیابون شلوغ رد بشم

خداییش هیجان ب اوج میرسه وقتی صدای بوقو ترمز ماشینارو میشنوی

مخصوصا وقتی ماشینا زااااااارت میخورن به همدیگه

بعدشم صحنه رو ترک میکنی چون به قصد کشت میان بگیرنت

روانی هم خودتی

 .

.

 .

.

sms فانتزی

 .

 .

.

 .

یکی از فانتزیام اینه که بدون مقدمه تو جمع به یکی بگم میشه یه سوال خیلی مهم بپرسم؟طرف خیلی کنجکاو بگه آره . بعد بگم ولش مهم نیست. بعد که گیر داد بگم تنها شدیم میگم همه میرن تو کف. تنها که شدیم هر چی گفت بگم خیلی مهم بودا. ولی یادم رفت خخخخ

خیلی باحالم مگه نه؟

.

 .

.

.

اس ام اس فانتزی

.

.

.

.

 یکی از فانتزیام اینه وختی یک ثانیه مونده مایکروویو زمانش تمومب شه خاموشش کنم

.

.

.

.

اس ام اس فانتزی خنده دار

.

.

.

.

یکی از فانتزیام اینه که برم تو عروسی

موقعی که از عروس بــــــــــــله میخان همچین که عروس می خواد بـــــــــله بگه یهو داد بزنم:

نه تو نباید باهاش ازدواج کنی. من هنوز دوستت دارم! بعد فامیلای دوماد جنازمو ببرن سمت افق

منبع:

http://fantasyfans.ir

اس ام اس فانتزی جدید95

اس ام اس فانتزی جدید 95

اس ام اس

یکی از فانتزیام اینه که همسرم اسمش دنیا باشه بعد با سرعت ۲۰۰ کیلومتر در ساعت بره

من داد بزنم وایسا دنیا وایسا دنیا من میخوام پیاده شـــــم

.

.

.

یکی از فانتزیام اینه که ایرانسل اهنگ پیشواز سلام الاغ عزیز رو بزاره

فکر کن مادر زنت زنگ میزنه اهنگ میاد سلام الاغ عزیز حالت چطوره

.

.

اس ام اس فانتزی

.

.

یکی از فانتزیام اینه که یه دکمه برا بدنم طراحی کنم از یه ساعت شب به بعد دیگه ورودی نداشته باشه که بخوایم ساعت ۳ نصف شب خالیش کنم

بابا خواب و زندگی نداریم ما

.

اس ام اس فانتزی جدید ۹۴

joke4u.ir Fantasy 94

 

یکی از فانتزیام اینه که یه بارم که شده پنیر رو با نون بخورم صبحانه نه نون رو با پنیر

خونه ما هرکسی از پنیر سهم داره سهم منم اندازه موش سرکوچس

اس ام اس فانتزی جدید ۹۴

SMS New Fantasy 94

 

یکی از فانتزیام اینه که کل روز اول عید سال دیگه خورشید گرفتگی کامل باشه از اینا که کشندس. هیشکی جرات نکنه بره عید دیدنی

.

.

اس ام اس فانتزی جدید ۹۴

SMS New Fantasy 94

.

.

یکی از فانتزیام اینه که همه دندونام به هم وصل بود و یکی بود تا دیگه چیزی بینش نره

بخدا خسته شدم از بس پوست سیب میره لاش باید یه ساعت در بیارم

.

اس ام اس فانتزی جدید ۹۴

SMS New Fantasy 94

.

یکی از فانتزیام اینه که نیمه گم شدمو پیدا کنم بعد انقدر بزنمش صدا سگ بده

لامصب معلوم نیس کدوم گوری رفته

.

.

اس ام اس فانتزی

.

.

یکی از فانتزیام اینه که دارم راه میرم تو خیابون یهویی گشت ارشاد بیاد یه دختره خوشگل رو بگیره بگه چرا شما دوتا با هم رابطه ندارید؟ بعد اون بشه مال من

البته فانتزیام پاره کرده فضای مجازی رو ها

منبع:

http://fantasyfans.ir

تبدیل سریال «معمای شاه» به تله فیلم

احتمال تبدیل سریال «معمای شاه» به تله فیلم

فیلم

باشگاه خبرنگاران جوان:محمدرضا ورزی از پایان تصویربرداری سریال «معمای شاه» تا 30 روز آینده خبر داد.

محمد رضا ورزی کارگردان سریال «معمای شاه» در خصوص آخرین وضعیت سریال «معمای شاه »گفت: 30 روز دیگر تصویر ‌برداری ادامه دارد.  حدود 3600 دقیقه در مدت 3 سال تصویربرداری داشتیم و مراحل پیش تولید حدود یک سال طول کشید که در این مدت لباس، گریم و تحقیق نگارش انجام شد.

تبدیل سریال «معمای شاه» به تله فیلم
وی در خصوص بازخورد مردم نسبت به این سریال اظهار داشت: به هرحال ساخت هر سریالی به خصوص کار سیاسی که با تاریخ معاصر تلفیق می‌شود مخالف و موافق خود را دارد،هر چه به سمت معاصر برویم عکس‌العمل‌ها متفاوت است.

ورزی ادامه داد: «معمای شاه» کار خاصی بود که با نقطه نظرات زیادی مواجه شد. بخشی از مخالفت‌ها بیشتر پیرامون سوء مطالعه بوده است. باید عرض کنم ما به روایت 5600 نسخه سند و 150 عنوان کتاب رصد شده سریال را ساختیم. آنقدر مطالب وجود دارد که نیازی به ایجاد اتفاق در داستان نیست.

وی خاطر نشان کرد : در این سریال همه مطالب رصد شده گفته نمی‌شود. ما یک پلان کلی از عصر پهلوی دوم داشتیم. امیدوارم نتیجه خوبی را طی سالیان بدهد به دلیل اینکه این سریال قابلیت پخش دوباره و همچنین تبدیل به تله فیلم و سریال‌های دیگر را دارد.

منبع:

http://fantasyfans.ir

فکر نمی‎کردم که روزی نقش جانباز را بازی‎کنم

آقاخانی: فکر نمی‎کردم که روزی نقش جانباز را بازی‎کنم

سینما

مهر: این روزها فیلم «اروند» با موضوع دفاع مقدس و شهدای غواص در سینماها اکران شده که کارگردان و سه نفر از بازیگران آن درباره شکل‌گیری داستان و ساخته شدن فیلم صحبت کردند.

همزمان با آغاز هفته دفاع مقدس فیلم سینمایی «اروند» به کارگردانی پوریا آذربایجانی در سینماهای کشور اکران شده است. در این فیلم بازیگرانی چون سعید آقاخانی، پانته‌آ پناهی ها، طناز طباطبایی، مهرداد صدیقیان، حسین سلیمانی و امید روحانی حضور دارند. «اروند» داستان یونس جانباز اعصاب و روان دفاع مقدس را روایت می کند که بیست و هفت سال پس از پایان جنگ هنوز  هم با خاطره هم رزمانش روزگار می گذراند و ناگهان در همراهی با یک گروه تفحص اتفاقات تازه ای در جریان سیال ذهنش رخ می‌دهد.

اکران «اروند» در سینماهای کشور بهانه ای شد تا از عوامل این فیلم میزبان پوریا آذربایجانی، سعید آقاخانی، مهرداد صدیقیان و حسین سلیمانی باشیم تا درباره این اثر سینمایی صحبت کنند.

در این نشست کارگردان فیلم تاکید می کند که برای ساخت فیلم های دفاع مقدسی باید از سفارش پذیری فاصله بگیریم و جنبه ملی موضوع را مورد توجه قرار دهیم تا برای مخاطب باورپذیرتر باشد. او در بخش دیگری از صحبت های خود بیان می کند که مردم جامعه ما این روزها فراموشکار شده اند و در این میان جانبازان و به خصوص جانبازان اعصاب و روان و شیمیایی بیشتر از ذهن ها دور شده اند:

سینما فانتزی

* آنچه «اروند» را از بسیاری از آثاری از جنس خود متمایز کرده این است که موضع‌گیری سیاسی در اثر دیده نمی‌شود. چه چیز باعث شد تا «اروند» را به عنوان یک اثر درام جلوی دوربین ببرید؟

پوریا آذربایجانی: قبل از اینکه تصمیم بگیرم درباره شهدای غواص فیلم بسازم دوست داشتم فیلمی در حوزه دفاع مقدس کار کنم. آن آدم هایی که زندگی خود را رها کردند و رفتند جلوی گلوله ایستادند برای من بسیار قابل احترام هستند، حالا فرقی نمی کند که هر کدام از این افراد چه نوع نگاه سیاسی داشتند یا با چه دینی خدا را می پرستیدند. بنابراین نفس وجودی این افراد برای من ارزش دارد. در واقع در آن دوران یک سری افراد رفتند و جان دادند تا من امروز به جای اینکه به دوستم بگویم بفرمایید نگویم تفضل.

و اما بعد از ماجرای شهدای غواص احساس کردم که یک بعد ملی بزرگی در این واقعه وجود دارد و ما هم در سینمای دفاع مقدس نیازمند این بعد ملی هستیم، چرا که بسیاری از فیلم هایی که تا امروز در حوزه دفاع مقدس ساخته شده‌اند آثار سفارشی بوده اند و همین مساله سبب شده تا مخاطب نسبت به این فیلم ها گارد بگیرد. من همیشه فکر می کردم اگر در ساخت یک فیلم، بعد ملی دفاع مقدس را بیشتر مورد توجه قرار دهیم، آن هم نه به صورت یک کار سفارشی از ارگان خاص، آنگاه می توانیم فیلم بهتری بسازیم. همین مساله سبب شد تا برای «اروند» سراغ داستانی که هیچ سمت و سوی سیاسی نداشته باشد رفتم.

البته این را هم باید بگویم برای ساخت این اثر سینمایی نمی خواستم از ارگان و یا نهاد خاصی پول بگیرم تا حرف آنها را در این فیلم بزنم زیرا معتقدم افرادی که در آن زمان جلوی گلوله رفتند به فکر جناح چپ یا راست نبودند و برای دلایل دیگری جنگیدند. تاکید می کنم «اروند» متعلق به آن آدم ها است نه متعلق به مدیری که امروز در یک ارگان نظامی و یا دولتی نشسته است و کار می کند. به همین دلیل هیچ ماجرای سیاسی در این فیلم دیده نمی شود بلکه این اثر یک فیلم صادقانه است که با اعتقاد قلبی همه عوامل فیلم ساخته شده و تقدیم شده است به همه افرادی که به جنگ رفتند تا ما بتوانیم امروز در آرامش کنار هم بنشینیم.

*آقای آقاخانی این اولین تجربه شما برای بازی در نقش یک جانباز و البته بازی در یک اثر دفاع مقدسی است، چه چیز باعث شد تا بازی در چنین نقشی را بپذیرید؟

سعید آقاخانی: بازی در آثار سینمای دفاع مقدس برای من حسی نوستالوژیک دارد و با توجه به سنم خیلی از اتفاقات جنگ را به خاطر دارم و حس خوبی هم نسبت به آدم های آن دوران دارم، اما واقعیت این است که هیچگاه به این مساله فکر نکردم که ممکن است روزی نقش یک جانباز را بازی کنم و حتی به بازی در این چنین نقشی هم فکر نکرده بودم.

قبل از «اروند» قرار بود با آقای آذربایجانی یک فیلم دیگر کار کنیم که بنا به دلایلی این اتفاق رخ نداد ولی زمانی که فیملنامه «اروند» را خواندم برایم بسیار جذاب بود. این را هم باید بگویم که معمولا فیلمنامه هایی که به دستم می رسد در یک ساعت می خوانم اما برای خواندم فیلمنامه «اروند» چهار ساعت زمان صرف کردم زیرا بین سکانس ها حالم بد می شد و گریه می کردم. از نظر من «اروند» فیلمنامه درجه یکی دارد و در کنار آن داستان این واقعه نیز بسیار اهمیت دارد. می توانم بگویم هر بازیگر دیگری هم به جای من بود هیچ دلیلی نداشت تا این نقش را نپذیرد و در این فیلم بازی نکند.

آذربایجانی: من فکر می کنم سعید آقاخانی تنها بازیگری بود که می توانست نقش «یونس» را به خوبی بازی کند.

 

آقاخانی: البته این را هم باید بگویم که اصلا نسبت به فضای داستان آشنایی نداشتم و خود فیلمنامه من را هدایت کرد و خوشحالم که این نقش را بازی کردم چرا که الان حال خوبی دارم که در این فیلم بازی کردم و این فیلم را می بینم.

*آقای صدیقیان شما در این فیلم نقش مرتضی یکی از فرماندهان شهدای غواص را بازی می کنید. فضای حاکم بر جامعه با ورود شهدای غواص به کشور، تا چه اندازه در انتخاب این نقش بر شما تاثیر داشت؟

مهرداد صدیقیان: با توجه به سالی که من و هم نسل های من بدنیا آمدیم نقشی در دفاع مقدس نداشتیم و امروز تنها کاری که می توانیم در اشاعه فرهنگ ایثار داشته باشیم این است که از فرصت هایی که بدست می آوریم استفاده کنیم. من با توجه به حیطه کاری خودم دوست دارم که اگر فرصتی در این زمینه پیدا کردم حتما از آن استفاده کنم و در آثار دفاع مقدس کار کنم. نظر شخصی من این است که باید این کار را انجام دهم.

من و آقای آذربایجانی قرار بود که سال ها پیش با هم کار کنیم اما به دلایل مختلف این اتفاق رخ نداد تا اینکه در «اروند» با هم همکاری کردیم. من هم فیلمنامه و هم نقش را بسیار دوست داشتم و به قول آقاخانی دلیلی نداشت تا این نقش را رد کنم و خدا را شکر که نتیجه خوبی هم از این نقش گرفتم.

*آقای سلیمانی شما در این فیلم نقش جوانی های یونس را ایفا می کنید، با توجه به اینکه پیش از این نیز با آقای آذربایجانی همکاری داشتید چگونه برای بازی در این نقش انتخاب شدید؟

حسین سلیمانی: من و آذربایجانی سال ها است که با هم کار می کنیم و معمولا در کارهایی که در کنارش بودم اتفاق های خوبی برای من رخ داده است. برای بازی در «اروند» هم او به من گفت که نقش یک سرباز را برایم در نظر گرفته و من هم گفتم که دیگر نقش سرباز بازی نمی کنم و بعد به من گفت که فیلمنامه را بخوان شاید خوشت آمد. نقشی که برای من در نظر گرفته شده بود نقش یک سرباز بود که سکانس بسیار خوبی هم برای او نوشته شده بود و اصلا قرار نبود که نقش جوانی های یونس را بازی کنم. بعد از خواندن فیلمنامه به آقای آذربایجانی زنگ زدم و گفتم که می خواهم نقش یونس جوان را بازی کنم که در نهایت او قبول کرد و برای بازی در این نقش چندین بار تست گریم شدم و خوشبختانه از سعید آقاخانی نیز بسیاری از چیزها را یاد گرفتم.

من پیش از این در فیلم های دفاع مقدس بازی کرده بودم اما فکر می کنم که «اروند» بهترین کاری بود که در حوزه  دفاع مقدس کرده ام. این فیلم برای من آبرو آورد و خوشحالم که در این پروژه سینمایی بازی کردم.

*آقای آذربایجانی چه چیز سبب شد تا داستان این فیلم به گونه ای روایت شود تا قهرمان داستان شما یک جانباز اعصاب و روان باشد؟

آذربایجانی: فکر می کنم مردم مملکت ما این روزها کمی فراموش کار شده اند و فراموش می کنند که حتی یک یا دو سال پیش چه اتفاقی رخ داده است. قبل از اینکه بخواهم این قصه را بنویسم با آقای داوری تهیه کننده این کار نزدیک به ۲ سال صحبت می کردیم تا بتوانیم یک فیلم با موضوع دفاع مقدس را جلوی دوربین ببریم و از جمله کاراکترهایی که دوست داشتیم در مورد آنها بنویسیم جانباز شیمیایی و اعصاب روان بود. یکی از دلایل این علاقه این بود که این روزها کمتر از حال و روز آدم هایی از این دست خبر داریم. آدم هایی که ۲۵ سال است از آسایشگاه بیرون نیامده اند و کسی دیگر سراغ آن ها را نمی گیرد. برای نقش یونس نیز چندین بار به آسایشگاه های جانبازان رفتیم تا از حال و هوای آنها باخبر شویم. خیلی دردناک است که یک آدمی در ۱۸ سالگی به جنگ برود چند سال بجنگد و باقی عمر خود را در آسایشگاه زندگی کند و ما در زندگی خود تنها از خودمان عکس بگیریم و آنها را فراموش کنیم.

این خیلی بد است که من این فرصت را دارم که فیلمی در مورد دفاع مقدس بسازم ولی جانبازان اعصاب و شیمیایی را فراموش کنم. علاوه بر آن اگر شخصیت اصلی داستان را یک جانباز اعصاب و روان انتخاب می کردم به من کمک می کرد که داستان فیلم را به صورت یک جریان سیال ذهن تعریف کنم. در چنین شرایطی من با ذهنی مواجه بودم که می توانست سفر زمانی داشته باشد.

*در این فیلم سکانس هایی می بینیم که شباهت زیادی به سکانس های برخی از فیلم های زنده یاد رسول ملاقلی پور دارد. دلیل شما برای چنین تکرارها و شباهت هایی چه بود؟

آذربایجانی: من سینما را از رسول ملاقلی پور یاد گرفتم و  همیشه دوست داشتم فیلمی بسازم که ادای دینی به این کارگردان فقید باشد به همین دلیل مخاطب در سکانس هایی از «اروند» می بیند که گویا صحنه هایی از برخی از فیلم های رسول ملاقلی پور به خصوص «سفر به چزابه» وجود دارد و اگر مخاطب بگوید که سکانس هایی از فیلم او را یاد «سفر به چزابه» می اندازد تحقیقا یک اتفاق تعمدی است. البته این اتفاق برای کسی رخ می دهد که فیلم های ملاقلی پور را دیده باشد. با این حال خوشحالم که توانستم مخاطب را با دیدن این فیلم به یاد سکانس هایی از فیلم های زنده یاد ملاقلی پور بیندازم.

*آقای آقاخانی چقدر حضور در آسایشگاه‌ها و مواجهه با جانبازان در نزدیک شدن شما به این نقش کمک کرد؟

آقاخانی: من نمی دانم بازیگران دیگر چه کار می کنند تا به نقشی که می خواهند، برسند اما من به این نیت به آسایشگاه سر زدم تا با فضای این افراد آشنا شوم و با آنها حرف بزنم.

راستش را بخواهید حتی تا روز اول فیلمبرداری هم نمی دانستم دقیقا چطور باید این نقش را بازی کنم. یک بار از یکی از پزشکان آسایشگاه خواستم تا یکی از قرص هایی که جانبازان اعصاب و روان استفاده می کنند به من دهد تا امتحان کنم و ببینم چه اتفاقی برای آنها رخ می دهد. پزشک مورد نظر گفت حتی اگر یک چهارم این قرص ها را مصرف کنی ممکن است دیگر به شرایط عادی بازنگردی. پرسیدم که جانبازان روزی چند قرص مصرف می کنند که گفت بین ۱۰ تا ۱۲ قرص مصرف می کنند.

در روزهای اول نمی دانستم باید چه کار کنم، حتی وقتی خودم الان فیلم را می بینم متوجه می شوم که در برخی از سکانس ها در حالت عادی خودم نیستم. در زمان ایفای نقش با خودم گفتم کسی که روزی ۱۰ تا از این قرص ها می خورد کلا در حال خود نیست و همین مساله سبب شد تا من نیز برای بازی در این نقش ذهنم را از هر فکری خالی کنم تا به این افراد نزدیک شوم.

در نهایت هم کاراکتر یونس در بسیاری از حس ها من را شریک و به سمت چگونگی بازی در این فیلم هدایت کرد. می توانم بگویم این نقش من را همراه خودش کرد و من چندان سعی نکردم تا نقش یونس را در درون خود بکشانم.

البته چگونگی بازی من در فیلمنامه آمده بود و من باید نقش کسی را بازی می کردم که هیچ کس او را باور ندارد و سال ها است که از دوستانش حرف می زند و می گوید که می داند کجا هستند و به خانواده های آنها اطلاعاتی می دهد که براساس آن اطلاعات خانواده ها منتظر هستند که فرزندشان از جنگ بازگردند اما هیچگاه باز نمی گردند. زمانی که یونس در ذهن خود وارد خاطرات مشترکش با دوستانش می شود، حضور این شخصیت ها در فیلم پررنگ تر می شود.

*آقای آذربایجانی در این فیلم می بینیم که شخصیت لیلا با یونس و در رویاهای او همراه می شود، دلیل این که چنین رابطه‌ای را هم در فیلم نشان دادید چه بود؟

آذربایجانی: قطعا شخصیت واقعی لیلا با کاراکتر یونس همراه نمی شود و این یونس است که از طریق ذهن خود اطرافش را می سازد. به عنوان مثال در سکانس حرکت ون که یونس و دیگران به محل تفحص می رود، یونس در ذهن خود لیلا را هم همراه می کند. تمام این ماجرا زاییده ذهن یونس است و این شخصیت می تواند هر فردی را در هر جای داستان بگذارد. یکی از دلایلی که یونس برای تفحص رفته است تا مرتضی را پیدا کند شرایط امروز لیلا و مشکلات او است. انگار یونس در شرایطی قرار دارد که فکر می کند باید مرتضی، پدر لیلا را پیدا کند و او را برای لیلا بیاورد. طبیعی است که یونس در این مسیر فکر کند که لیلا هم با او همراه است تا لیلا هم مرتضی را ببیند. ما از زاویه یک ذهن سالم از نظر فیزیکال داستان را روایت نمی کنیم که منطقی برای حضور لیلا داشته باشیم و بودن و نبودن لیلا کار ذهن یونس است.

شکل تعریف قصه در این فیلم روشن شدن اطلاعاتی در یک اتاق تاریک و  دوباره خاموش شدن آن است و طبیعتا زمانی این اطلاعات در اتاق تاریک، روشن می شود که قبل از آن با یک چیز فیزیکی برخورد کنید که آن چیز شما را یاد آن ماجرا اندازد.

در این فیلم المان های بسیاری وجود دارد که می تواند عجیب باشد، به عنوان مثال یک کاپشنی در تن یونس داریم که یونس با همان کاپشن وارد فضای ذهنی خود شده است و در جیب کاپشن یک موبایل وجود دارد که ایاز با آن با پسرش تماس می گیرد و با او حرف می‌زند. چنین اتفاقاتی در واقعیت رخ نمی دهد و هیچ کس نمی تواند آن را بپذیرد اما این ذهن یونس است و ما در جهان ذهن یونس زندگی و داستان را دنبال می کنیم. در واقع یونس براساس داشته های ذهنی خود جهان پیرامون خود را می سازد که شامل لیلا، عکس کودکی لیلا، پسر ایاز که در سفر با او همراه شده، است. در واقع یونس یک مسئولیت هایی دارد که می خواهد آنها را انجام دهد.

*در این صورت می توان گفت که یونس گذشته و حال را کنار هم قرار داده و از آن یک رویا ساخته است.

آذربایجانی: نمی توانم اسم آن را رویا بگذارم اما این را می گویم که این اتفاقات تصویر ذهنی یونس از جهانی است که امروز با آن جلو می رود. در واقع یونس با گذشته خود زندگی می کند، گذشته ای که بخشی از زندگی حال او است و این گذشته و حال در ذهن یونس ادغام شده است.

منبع:

http://fantasyfans.ir

دانلود فیلم فانتزی

دانلود فیلم فانتزی

دانلود فیلم Alice Through the Looking Glass 2016

نام فیلم : Alice Through the Looking Glass 2016
کارگردان : James Bobin
ژانر : ماجراجویی | خانوادگی | فانتزی
محصول : آمریکا
فرمت : MKV
کیفیت : خیلی عالی WEB-DL 720p
حجم : ۸۵۰ مگابایت
ساال ساخت : ۲۰۱۶
بازیگران : Johnny Depp, Anne Hathaway, Helena Bonham Carter, Sacha Baron Cohen

خلاصه داستان : لیس به سرزمین عجایب بر میگردد تا مرد دلقک را نجات دهد اما…..

فانتزی

دانلود فیلم Alice Through the Looking Glass 2016 با کیفیت خیلی عالی WEB-DL 720p
down لینک مستقیم / لینک کمکی (uploadboy)
1_chart_pie حجم : ۸۵۰ مگابایتت 

منبع:

http://fantasyfans.ir

پخش گزیده‌ای از سینمای فانتزی تاریخ سینما در شبکه نمایش

به گزارش حوزه رادیو تلویزیون باشگاه خبرنگاران به نقل از روابط عمومی سیما، طبق روال چند هفته ی گذشته، سینمای کلاسیک این هفته نیز به پخش برخی آثار ژانر فانتزی تاریخ سینما می پردازد.

سینما

ویلی وونکا و کارخانه‌ی شکلات (Willy Wonka & the Chocolate Factory) و سفر پر ماجرا (Fantastic Voyage) از جمله آثار مطرحی هستند که در این هفته پخش خواهند شد.

ویلی وونکا و کارخانه ی شکلات، با بازی جین وایلدر و جک آلبرتسون محصول سال 1971 آمریکاست. فیلم بر اساس داستانی از رولد دال ساخته شده است و در سال 2005 توسط کارگردان شناخته شده ی سینما تیم برتون بازسازی شد. در این فیلم جانی دپ در نقش ویلی وونکا ظاهر شد و بازی قابل قبولی از نگاه منتقدان ارائه داد.

فیلم سفر پرماجرا نیز از فیلم های موفق ژانر فانتزی است که موفق به کسب دو جایزه ی اسکار نیز شده است. داستان این فیلم علمی تخیلی بر اساس کتابی از اوتو کلمنت و جرمی بیگزبی است و سفر گروهی پزشک را به بدن یک بیمار به تصویر می کشد. استیفن بوید در این فیلم نقش اصلی را برعهده دارد.
پخش گزیده‌ای از سینمای فانتزی تاریخ سینما در شبکه نمایش
این برنامه ها با نقد و تحلیل منتقدینی چون امیر قادری، عباس مطمئن زاده، ایوب آقاخانی، شاهین فرهت، عمید رجبی و حسن حسینی بر روی آنتن خواهد رفت.

سینما کلاسیک به تهیه کنندگی سعید لطفی هر شب ساعت ۱ بامداد روی آنتن شبکه نمایش خواهد رفت.

منبع:

http://fantasyfans.ir

بهترین فیلم های فانتزی سینما

سینما

فیلم هایی که در صنعت سینما قرار می گیرند، هر کدام می توانند در ژانر خاصی قرار بگیرند که توضیح دهنده تم فیلم می باشد. در این ژانر معمولا جادو و چیزهای جادویی، وقایع فرا طبیعی، دنیای خیالی و موجودات افسانه ای به وفور دیده می شوند. این ژانر سبک خاصی است که طرفداران خاص به خودش را نیز دارد. این ژانر در سال های اخیر بسیار مورد علاقه کارگردانان و فیلم سازان مشهور صنعت فیلم و فیلم سازی قرار گرفته است و جالب است بدانید، با وجود غیر واقعی بودن این دسته از فیلم ها، اما همیشه فروش خوبی داشته اند و توانسته اند طرفداران بسیاری را به سمت خود جذب کنند.
تا کنون، فیلم های فانتزی بسیاری در این ژانر ساخته شده اند اما با وجود پیشرفت تکنولوژی و فناوری، فیلم های اخیر از جلوه های ویژه بهتری برخوردار بوده اند. لیستی که در زیر آمده، تنها به ده فیلم فانتزی برتر ساخته شده در تمام دوران تاریخ اشاره می کند. کدام یک از آنها، فیلم مورد علاقه شما نیز می باشد؟

بهترین فیلم های فانتزی سینما

با ما در معرفی بهترین فیلم های فانتزی تاریخ سینما همراه باشید.

منبع:

http://fantasyfans.ir